خرید بک لینک
《دندانکهدردهننبودخندهبدنماست》لبخندِلبپریده بهچنینجلوهمبتلااستپیریچوعارضِ تو شود میرسد زِ راهلنگیِلفظ و لکنتِخوانش درونگراستهم چشمِ تیزبین تو میافتد از فروغهم قدِ سروگونِ تو آویزه عصااستکندی طریقِ مُحتمل راه است سُستی رفیقِ همسفرِ برزنِ بلا استپیری اگر که جلوه کُند پایِ راه نیستچونکودکانِتازه قدم ، دهر بیوفااستمویِ سپید خویش بهمسگر ندادهایم چون بَر قفایِخود نگری کارِ کیمیااستدرخاطرت ، جوانیِ خود را مرور کن ¡مویِ سپید و پیریت پاداشسالهااستبامن مگو ، که پیریت ناگاه در رسید پیری هماره زادهً اندیشههایِ ما استتقویم ، جز شمارشِارقامِ خشک نیستارقام خشک رهزنِ انگیزهً بقا استعاشق بمان که عشق جوان باورت کندعاشقبمان کهعشق بهینهدیهخدااستدکتر شناس و راه فراز و هدف شریفکارتِ من و تراکُنشها اصلِماجرا است بهروز سنجابی۱۴۰۱/۵/۲۵

برچسب: نویسنده: بهار اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 دی 1401 ساعت: 19:58

صفحه بندی